محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

379

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بجانب او ارسال داشته اظهار اخلاص نمودند و پيغامها كه از فحواى آن كمال توجّه نوّاب خواندگار و اعاظم وزراى عاليمقدار معلوم و مفهوم ميگرديد بمطالعه خان جلالت مكان رسانيدند . و خان حقيقت‌نشان ، مجموع آن مقدّمات و مضامين آن مكاتبات را كان لم يكن انگاشته جانب صوفيگرى قديم و سر رشتهء ارادت اين سلسلهء كريم از دست نداده قطع علاقهء اعتقاد ازين درگاه كرامت استناد « 1 » ننمود و پيوسته مترصّد و متوقّع آن ميبود كه بوسيلهء اعتقاد و اخلاص و بدستاويز مودّت و اختصاص ، متوجه اين آستان كعبه‌نشان گشته و آن راه را بقدم اطاعت و انقياد پيموده به ادراك شرف پاى بوس پادشاه جهانيان مستسعد و سرافراز گردد و به اين وسيله در سلك استادگان اين آستان و اركان دولت ابد اقتران داخل گرديده بساط بعد و حرمان ، بدست قرب و خدمت اين دودمان رفيع البنيان ، در نوردد . اما مهدى قليخان ولد حسين قلى سلطان ، چون والد ماجدش در تبريز كشته شد ، فى الجمله واهمه‌اى بخاطر راه داده عنان توجّه بصوب مملكت روم منصرف ساخت و بعد از وصول بمدينهء عظيمهء استنبول ، در سلك امراى عظام قزلباش كه از اينجا رفته بودند منسلك گرديد و اكثر روزها ، بديوان وزراى [ 210 ] اعظم كه نايب مناب خواندگار و قائم مقام نوئيان مملكت مدارند « 2 » حاضر گشته در اعزاز و و احترامش مىافزودند و بعد از چند گاه كه آثار نجابت و امارت شجاعت در ناصيهء احوالش مشاهده نمودند ، در مقام تربيت او درآمده بحكومت بعضى محال ، سيّما دار السلام بغدادش تكليف فرمودند و او سر ارادت بقبول اين امر فرو نياورده همواره منتظر سببى از اسباب وصول بولايت مأنوس و دريافت سعادت ملازمت نواب پادشاه سليمان ناموس ميبود ، تا آنكه در تاريخ شهور سنهء تسع و تسعين و تسعمائه كه موكب ظفر پيرايه در دار السلطنهء اصفهان تشريف اقامت داشت و ايلچى

--> ( 1 ) - م : استنشار . ( 2 ) - م : مملكت مدار .